كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
807
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
واضح است آن حضرت را طوى داد و پيشكشهاى لايق به عرض رسانيد و رايت ظفرپناه بيست و سيم ماه از ترمد به قشلاق جهانشاه آمد و منزل به منزل نهضت فرمود و بيست و هشتم ، به موضع دوربيلجين ، « 1 » اميرزاده شاهرخ از هرات رسيده و ديدهء اميدش به نور طلعت آن حضرت روشنى يافت و در همين منزل اميرزاده عمر ، كه در زمان عزيمت هندوستان به دارايى سمرقند مقرر بود ، سعادت دستبوس و دولت آغوش يافته چون به وظايف عدل و داد سعى و اجتهاد نموده بود به عين عنايت معزّز و مشّرف شد و منازل پيموده غرّهء شعبان « 2 » خطّهء دلكش كش از نزول موكب همايون رشك باغ ارم گشت و آن حضرت از صدق نيّت به مزارات بزرگوار مثل شيخ شمس الدين كلار و ديگر مشايخ و مزار پدر نامدار و فرزندان مغفرت دثار فرمود و نذور و صدقات به فقرا و مستحقان عنايت نمود و مدّت پانزده روز آق سراى دلگشا مقام عيش و عشرت و محل فراغت و راحت جمشيد خورشيد طلعت بود . توسن فلك رام و مجارى امور بر وفق مرام . مصرع سپهر تابع احكام و روزگار غلام و منتصف شعبان عازم سمرقند شده به آهستگى مىآمد چنانچه بيست و يكم ماه به باغ دلگشا « 3 » رسيد و چون كوشك آن مقام در آن ايّام تمام شده بود ، آن حضرت به ترتيب جشنى پادشاهانه اشارت فرمود و مجموع خواتين و فرزندان حاضر آمده اجتماع اين كواكب سعد در برج دولت عالميان را به فراغت و جمعيت نويد مىداد و از نقود و جواهر كه به رسم نثار ايثار كردند از جواهر بسيار زر در شمار نبود . مصرع زر چه باشد كه درآيد به شمارى بارى
--> ( 1 ) . ف : دوكه - س ، ك : « دو ( سفيد و نانوشته ) - تصحيح از ظفرنامه . » ( 2 ) . ظف : روز سهشنبه سلغ ( ج 2 ص 141 ) . ( 3 ) . ظف ( به اختصار ) : « روز دوشنبه بيستم ماه چاشتگاه حضرت صاحبقران از آنجا [ - باغ دولتآباد ] به كوشك باغ دلگشا فرمود . »